breed
شکل ساده
breed
/briːd/
گذشتهٔ ساده
bred
/bred/
قسمت سوم فعل
bred
/bred/
معنیC1
پرورش دادن دام، تکثیر کردن
familiarity breeds contempt
معنی به انگلیسی
to keep animals so that they produce young
در جمله
- منفی · شکل 1Pandas don’t breed easily in zoos.
- سؤالی · شکل 1Do rabbits really breed that fast?
- گذشتهٔ ساده · شکل 2In the 1800s her family bred horses on this farm.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2As a boy, Grandad bred pigeons in the back garden.
- مجهول · شکل 3These sheep are bred for their soft wool.
- حال کامل · شکل 3The zoo has bred three baby tigers this year.
حواستان باشد
Bred یک e دارد، مثل fed از feed؛ breeded غلط است و bread نانی است که میخورند.
هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید
درسهای کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانهای که دقیقاً فعلهایی را برمیگردانند که در حال فراموش شدناند.
