feel
شکل ساده
feel
/fiːl/
گذشتهٔ ساده
felt
/felt/
قسمت سوم فعل
felt
/felt/
معنیA1
احساس کردن، حس کردن
to feel sorry for someone
معنی به انگلیسی
to experience an emotion or a sensation
در جمله
- سؤالی · شکل 1How do you feel about moving to London?
- بعد از فعل مُدال · شکل 1You might feel a bit dizzy after the injection.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2Yesterday Aisha felt much better after a long sleep.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2After the interview on Tuesday, Leo felt really confident.
- حال کامل · شکل 3I have never felt so tired in my life.
- گذشتهٔ کامل · شکل 3She had never felt so nervous before an exam.
حواستان باشد
Felt (feel) و fell (fall) شبیه هماند: I felt ill، I fell over. شکل feeled غلط است.
هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید
درسهای کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانهای که دقیقاً فعلهایی را برمیگردانند که در حال فراموش شدناند.
