فعل بی‌قاعدهرتبهٔ 103 در کاربردA — B — A

overcome

شکل ساده
overcome
/ˌəʊvəˈkʌm//ˌəʊvərˈkʌm/
گذشتهٔ ساده
overcame
/ˌəʊvəˈkeɪm//ˌəʊvərˈkeɪm/
قسمت سوم فعل
overcome
/ˌəʊvəˈkʌm//ˌəʊvərˈkʌm/
معنیB2
غلبه کردن، پشت سر گذاشتن
to overcome adversity

معنی به انگلیسی

to succeed in dealing with a problem

در جمله

  • بعد از فعل مُدال · شکل 1You can overcome your fear of flying with practice.
  • سؤالی · شکل 1How did you overcome your nerves before the exam?
  • گذشتهٔ ساده · شکل 2Last year Priya overcame a serious illness and ran a marathon.
  • گذشتهٔ ساده · شکل 2In the end the team overcame a two-goal deficit to win.
  • مجهول · شکل 3All the problems were overcome by careful planning.
  • حال کامل · شکل 3Ben has overcome his shyness since he joined the drama club.

حواستان باشد

overcomedovercamed

مثل come، گذشتهٔ ساده overcame است و بعد از have باز overcome می‌آید: She has overcame it → She has overcome it. شکل‌های overcomed و overcamed غلط‌اند.

همان الگو

A — B — Aشکل سوم همان شکل اول است

Irregular Verbs

هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید

درس‌های کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانه‌ای که دقیقاً فعل‌هایی را برمی‌گردانند که در حال فراموش شدن‌اند.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید