cost
شکل ساده
cost
/kɒst//kɔːst/
گذشتهٔ ساده
cost
/kɒst//kɔːst/
قسمت سوم فعل
cost
/kɒst//kɔːst/
معنیA1
قیمت داشتن، هزینه داشتن
it costs an arm and a leg
معنی به انگلیسی
to have a particular price
در جمله
- سؤالی · شکل 1How much did your new phone cost in the end?
- بعد از فعل مُدال · شکل 1The repairs could cost more than the car is worth.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2The concert tickets cost forty pounds each last summer.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2Yesterday a taxi to the airport cost us sixty pounds.
- حال کامل · شکل 3The new stadium has cost over a billion pounds so far.
- گذشتهٔ کامل · شکل 3His mistake had cost the team the match.
حواستان باشد
برای قیمت Cost به کار میرود: it cost £10. شکل Costed یعنی هزینهٔ چیزی را برآورد کردن: the plan was costed.
هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید
درسهای کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانهای که دقیقاً فعلهایی را برمیگردانند که در حال فراموش شدناند.
