فعل بی‌قاعدهرتبهٔ 113 در کاربردA — B — C

freeze

شکل ساده
freeze
/friːz/
گذشتهٔ ساده
froze
/frəʊz/
قسمت سوم فعل
frozen
/ˈfrəʊzn/
معنیB1
یخ زدن، منجمد شدن
to freeze to death

معنی به انگلیسی

to become hard and cold like ice

در جمله

  • بعد از فعل مُدال · شکل 1The lake might freeze if it gets any colder tonight.
  • منفی · شکل 1Don’t freeze bread that has already been defrosted.
  • گذشتهٔ ساده · شکل 2Last winter the pipes froze and we had no water for two days.
  • گذشتهٔ ساده · شکل 2When the teacher called her name yesterday, Aisha froze.
  • مجهول · شکل 3All the fish is frozen as soon as the boats come in.
  • حال کامل · شکل 3The canal has frozen over for the first time in years.

حواستان باشد

freezedfrozed

Froze و سپس frozen با -n پایانی: the lake froze، frozen food. شکل‌های Freezed و frozed و frozened غلط‌اند.

همان الگو

A — B — Cهر سه شکل متفاوت‌اند

Irregular Verbs

هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید

درس‌های کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانه‌ای که دقیقاً فعل‌هایی را برمی‌گردانند که در حال فراموش شدن‌اند.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید