فعل بی‌قاعدهرتبهٔ 158 در کاربردA — B — C

undo

شکل ساده
undo
/ʌnˈduː/
گذشتهٔ ساده
undid
/ʌnˈdɪd/
قسمت سوم فعل
undone
/ʌnˈdʌn/
معنیB2
باز کردن گره، بی‌اثر کردن
what’s done cannot be undone

معنی به انگلیسی

to open something tied or fastened; to cancel the effect of something

در جمله

  • سؤالی · شکل 1Can you undo this knot for me?
  • امری · شکل 1Undo your seat belt only when the plane stops.
  • گذشتهٔ ساده · شکل 2Yesterday Ben undid all my hard work in five minutes.
  • گذشتهٔ ساده · شکل 2Last night I undid the top button of my shirt because it was so hot.
  • حال کامل · شکل 3I’ve undone the last change, so the file is back to normal.
  • مجهول · شکل 3The damage to the old building can’t be undone.

حواستان باشد

undoedundidded

Undid و undone از did و done می‌آیند؛ undoed و undidded غلط‌اند. Your shoelace is undone یعنی بند کفش باز است.

همان الگو

A — B — Cهر سه شکل متفاوت‌اند

Irregular Verbs

هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید

درس‌های کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانه‌ای که دقیقاً فعل‌هایی را برمی‌گردانند که در حال فراموش شدن‌اند.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید