bust
شکل ساده
bust
/bʌst/
گذشتهٔ ساده
bust / busted
/bʌst/ /ˈbʌstɪd/
قسمت سوم فعل
bust / busted
/bʌst/ /ˈbʌstɪd/
معنیC1
داغان کردن، از کار انداختن
to bust a gut
معنی به انگلیسی
to break something (informal)
در جمله
- منفی · شکل 1Don’t bust the door down — I’ve got a key!
- بعد از فعل مُدال · شکل 1Careful, you’ll bust the zip if you pull it so hard.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2Yesterday Ben bust his new headphones.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2Last summer my little brother bust his arm falling off a trampoline.
- حال کامل · شکل 3Oh no, I’ve bust the zip on my bag!
- گذشتهٔ کامل · شکل 3By lunchtime the kids had bust the new swing.
حواستان باشد
Bust در انگلیسی بریتانیایی معمولاً تغییر نمیکند: I bust my phone؛ شکل busted هم درست است. Bustted و busten غلطاند.
هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید
درسهای کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانهای که دقیقاً فعلهایی را برمیگردانند که در حال فراموش شدناند.
