bleed
شکل ساده
bleed
/bliːd/
گذشتهٔ ساده
bled
/bled/
قسمت سوم فعل
bled
/bled/
معنیC1
خونریزی کردن، خون آمدن
to bleed someone dry
معنی به انگلیسی
to lose blood
در جمله
- بعد از فعل مُدال · شکل 1Small cuts on your head can bleed a lot.
- منفی · شکل 1Press here so that the wound doesn’t bleed.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2Yesterday my nose bled for ten minutes.
- گذشتهٔ ساده · شکل 2Last week I cut my finger and it bled all over the kitchen.
- حال کامل · شکل 3Your knee has bled through the plaster.
- گذشتهٔ کامل · شکل 3By the time help came, he had bled a lot.
حواستان باشد
Bled مثل fed یک e را از دست میدهد: my nose bled. شکلهای Bleeded و bleded غلطاند.
هر سه شکل را برای همیشه یاد بگیرید
درسهای کوتاه بر اساس کاربرد یا الگو، صدا برای هر شکل و مرورهای روزانهای که دقیقاً فعلهایی را برمیگردانند که در حال فراموش شدناند.
