an early bird
/ən ˌɜːli ˈbɜːd/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
سحرخیز
معنی
someone who gets up or does things before others
کسی که زودتر از دیگران بیدار میشود یا کاری را انجام میدهد.
مثالها
- 1Being an early bird, Dad has usually finished breakfast before anyone else wakes up.
- 2Zoe was an early bird at the sale and found the best bargains.
- 3You’re an early bird; the doors don’t open for another hour and nobody else has arrived.
- 4Even on holiday, I am an early bird, awake at five and asleep long before midnight.
- 5As an early bird, Kai had his pick of seats while the rest of us were still travelling.
دستور زبان
اسم قابلشمارش: an early bird، جمع early birds. در مفرد حرف تعریف نامعین an میآید؛ early تغییر نمیکند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «حیوانات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a dark horseکسی با استعداد یا علایق غیرمنتظره که کمتر از آنها حرف میزندlet sleeping dogs lieدوباره پیش نکشیدن مشکلی قدیمیa guinea pigکسی که محصول یا روشی تازه را روی او آزمایش میکنندmonkey businessرفتار نادرست یا غیرقابلقبولcrocodile tearsاندوه یا پشیمانی ساختگی و غیرصادقانهan eager beaverکسی که برای کار سخت بسیار مشتاق است
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
