monkey business
/ˈmʌŋki ˌbɪznɪs/NEUTRAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
دوز و کلک
تحتاللفظی: «کار میمونی»
معنی
dishonest or unacceptable behaviour
رفتار نادرست یا غیرقابلقبول.
مثالها
- 1The referee suspected monkey business when the scoreboard changed during the break.
- 2No monkey business while I’m away; leave your sister’s belongings alone.
- 3Someone had secretly altered the competition scores; the judge immediately suspected monkey business.
- 4Finding fake signatures on the club’s receipts gave us evidence of monkey business.
- 5The players hiding extra cards under the table were clearly involved in monkey business.
دستور زبان
اسم غیرقابلشمارش: بدون a و بدون نشانهی جمع. اغلب بعد از some، any یا no و همراه با go on به کار میرود.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «حیوانات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←crocodile tearsاندوه یا پشیمانی ساختگی و غیرصادقانهan eager beaverکسی که برای کار سخت بسیار مشتاق استa red herringچیزی که توجه را از موضوع اصلی منحرف میکندthe black sheepکسی که رفتارش مایهی شرمندگی خانواده یا گروهش استlike water off a duck’s backبیاثر بر کسی، با وجود انتقاد یا هشدارhave bigger fish to fryکارهای مهمتری برای رسیدگی داشتن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
