a guinea pig
/ə ˈɡɪni pɪɡ/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
موش آزمایشگاهی
تحتاللفظی: «خوکچهی هندی»
معنی
someone used to test a new product or method
کسی که محصول یا روشی تازه را روی او آزمایش میکنند.
مثالها
- 1I was a guinea pig for my brother’s first attempt at baking bread.
- 2The developer used me as a guinea pig for the new booking system.
- 3Before offering the course to everyone, the tutor used me as a guinea pig to try her new method.
- 4Would you be a guinea pig for this prototype and report which buttons don’t work?
- 5Being a guinea pig for the app meant testing unfinished features and reporting every fault.
دستور زبان
اسم قابلشمارش: a guinea pig، جمع guinea pigs. اغلب بعد از use someone as یا act as میآید؛ فقط pig نشانهی جمع میگیرد.
اصطلاحات دیگر از موضوع «حیوانات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←monkey businessرفتار نادرست یا غیرقابلقبولcrocodile tearsاندوه یا پشیمانی ساختگی و غیرصادقانهan eager beaverکسی که برای کار سخت بسیار مشتاق استa red herringچیزی که توجه را از موضوع اصلی منحرف میکندthe black sheepکسی که رفتارش مایهی شرمندگی خانواده یا گروهش استlike water off a duck’s backبیاثر بر کسی، با وجود انتقاد یا هشدار
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
