a crash course
/ə ˈkræʃ ˌkɔːs/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
دورهی فشرده
معنی
a short period of lessons that teaches a lot very quickly
دورهای کوتاه که در زمان کم مطالب زیادی یاد میدهد.
مثالها
- 1Before moving to Madrid, Tom took a crash course in Spanish.
- 2The new lifeguards get a crash course in first aid before the pool opens for the summer.
- 3I had two weeks before the interview, so my brother gave me a crash course in coding.
- 4Is there a crash course that could teach me basic Italian before our trip next month?
- 5Losing my job was a crash course in budgeting; within a month I learnt to live on half as much.
دستور زبان
گروه اسمی قابلشمارش: a crash course، جمع آن crash courses. موضوع درس معمولاً بعد از in میآید.
اصطلاحات دیگر از موضوع «آموزش»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←rack your brainsبرای به یاد آوردن یا حل کردن چیزی سخت فکر کردنgo over your headبرای فهمیدن کسی بیش از حد دشوار بودنout of your depthبدون دانش یا مهارت کافی برای از عهدهی کاری برآمدنteacher’s petشاگرد محبوب معلم که با او رفتار ویژهای میشودpick your brainsاز کسی که چیزهای زیادی میداند اطلاعات یا مشورت گرفتنknow something inside outبا همهی جزئیات چیزی آشنا بودن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
