out of your depth
/ˌaʊt əv jə ˈdepθ/NEUTRAL · C2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
معنی
without enough knowledge or skill to deal with something
بدون دانش یا مهارت کافی برای از عهدهی کاری برآمدن.
مثالها
- 1On my first day in the advanced class, I felt completely out of my depth.
- 2Leo was out of his depth when his boss asked him to run the whole project alone.
- 3Maria had never cooked for more than four people, so she was out of her depth at the wedding dinner.
- 4Are you sure you won’t be out of your depth, teaching physics with an arts degree?
- 5The questions in the final round were so hard that even our best player was out of his depth.
دستور زبان
معمولاً بعد از be یا feel میآید. your با فاعل جور میشود: my، her، their.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «آموزش»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←teacher’s petشاگرد محبوب معلم که با او رفتار ویژهای میشودpick your brainsاز کسی که چیزهای زیادی میداند اطلاعات یا مشورت گرفتنknow something inside outبا همهی جزئیات چیزی آشنا بودنtake something on boardایده یا توصیهای را فهمیدن و پذیرفتنdraw a blankنتوانستن چیزی را به یاد آوردن یا جوابی پیدا کردنa school of thoughtمجموعهای از افکار یا باورهای مشترک یک گروه
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
