اصطلاحموضوع: پول

foot the bill

/ˌfʊt ðə ˈbɪl/INFORMAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
دست به جیب شدن

معنی

to pay for something

هزینه‌ی چیزی را پرداختن.

مثال‌ها

  1. 1The employer agreed to foot the bill for my training.
  2. 2Why should neighbours foot the bill for damage they did not cause?
  3. 3The school footed the bill, so parents paid nothing for the coach.
  4. 4You ordered dinner for everyone; are you footing the bill or expecting us to pay?
  5. 5The insurer will foot the bill; the repairs will be free for us.

دستور زبان

فعل Foot در اینجا باقاعده است. با the bill می‌آید و برای نام بردن هزینه، بعد از آن for می‌آید.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «پول»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید