اصطلاحموضوع: پول

a nest egg

/ə ˈnest ˌeɡ/NEUTRAL · C2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
تحت‌اللفظی: «تخم لانه»

معنی

money saved for the future

پولی که برای آینده پس‌انداز شده.

مثال‌ها

  1. 1Regular deposits helped us build a nest egg for retirement.
  2. 2Her aunt left a nest egg in a savings account for her.
  3. 3I keep a nest egg in a separate account for unexpected expenses.
  4. 4Have you built a nest egg in your savings account, or does every penny get spent?
  5. 5After years of saving small amounts, they had a nest egg to fall back on.

دستور زبان

گروه اسمی قابل‌شمارش، معمولاً مفرد. با حرف تعریف یا صفت ملکی می‌آید؛ کلمه‌ی nest پیش از egg مفرد می‌ماند.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «پول»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید