a red flag

/ə ˌred ˈflæɡ/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
زنگ خطر
تحت‌اللفظی: «پرچم قرمز»

معنی

a sign that something may be wrong or dangerous

نشانه‌ای از اینکه چیزی ممکن است نادرست یا خطرناک باشد.

مثال‌ها

  1. 1A landlord who won’t show you the flat before you pay is a red flag.
  2. 2The missing reviews were a red flag, so we booked a different hotel.
  3. 3When the seller asked me to pay in cash before I’d seen the car, that was a red flag.
  4. 4Is it a red flag if a new friend never lets you meet their other friends?
  5. 5The sudden silence in the team chat was a red flag that something had gone wrong.

دستور زبان

اسم قابل‌شمارش: a red flag، جمع red flags. اغلب بعد از be، see یا raise می‌آید.

اصطلاحات دیگر از موضوع «رنگ‌ها»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید