bread and butter
/ˌbred ən ˈbʌtə/NEUTRAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
نان کسی از جایی درآمدن
تحتاللفظی: «نان و کره»
معنی
the work that brings in most of your income
کاری که بیشتر درآمد کسی از آن است.
مثالها
- 1Weddings are the bread and butter of our photography business.
- 2Teaching evening classes isn’t exciting, but it’s my bread and butter.
- 3Small repairs are our bread and butter; the big jobs only come a few times a year.
- 4School uniforms are the bread and butter of the shop, even though it sells toys too.
- 5Does tutoring pay the bills, or is translation still your bread and butter?
دستور زبان
غیرقابلشمارش. معمولاً بعد از my، our یا the... of میآید؛ پیش از اسم به شکل bread-and-butter نوشته میشود.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «غذا»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a piece of cakeکاری بسیار آسانnot your cup of teaچیزی که کسی دوستش ندارد یا از آن لذت نمیبردhave a sweet toothخوردن خوراکیهای شیرین را خیلی دوست داشتنfood for thoughtایدهای که ارزش دارد جدی به آن فکر شودin a nutshellخیلی خلاصه، فقط با نکتههای اصلیthe icing on the cakeچیزی اضافه که وضع خوب را بهتر هم میکند
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
