اصطلاحموضوع: غذا

pig out

/ˌpɪɡ ˈaʊt/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
شکم را از عزا درآوردن

معنی

to eat a very large amount of food

غذای خیلی زیادی خوردن.

مثال‌ها

  1. 1We pigged out on pizza and ice cream after the last exam.
  2. 2I always pig out at Christmas and then feel terrible for days.
  3. 3Don’t pig out on crisps before dinner, or you won’t be hungry later.
  4. 4Tom pigged out at the all-you-can-eat buffet and felt sick on the bus home.
  5. 5Were the kids pigging out on sweets again? There are wrappers all over the sofa.

دستور زبان

در pig حرف g دوتایی می‌شود: pigged، pigging. اغلب on و پس از آن نام غذا می‌آید.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «غذا»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید