a piece of cake
/ə ˌpiːs əv ˈkeɪk/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
مثل آب خوردن
تحتاللفظی: «یک تکه کیک»
معنی
something that is very easy to do
کاری بسیار آسان.
مثالها
- 1Don’t worry about the driving test — after all that practice, it’ll be a piece of cake.
- 2Setting up the new printer was a piece of cake; it took me five minutes.
- 3The first level was a piece of cake, but the last one took me all weekend.
- 4Was the interview a piece of cake, or did they ask you lots of tricky questions?
- 5For Aisha, who grew up speaking Spanish at home, the Spanish exam was a piece of cake.
دستور زبان
معمولاً بعد از be میآید. a و شکل مفرد piece حفظ میشوند؛ بهتنهایی و بهعنوان جوابی کوتاه، piece of cake بدون حرف تعریف میآید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «غذا»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←not your cup of teaچیزی که کسی دوستش ندارد یا از آن لذت نمیبردhave a sweet toothخوردن خوراکیهای شیرین را خیلی دوست داشتنfood for thoughtایدهای که ارزش دارد جدی به آن فکر شودin a nutshellخیلی خلاصه، فقط با نکتههای اصلیthe icing on the cakeچیزی اضافه که وضع خوب را بهتر هم میکندsell like hot cakesخیلی زود و بهدست افراد زیادی خریده شدن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
