put in a good word for
/ˌpʊt ɪn ə ˌɡʊd ˈwɜːd fə/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
سفارش کسی را کردن
معنی
to praise someone to a person who can help them
پیش کسی که میتواند کمک کند از دیگری تعریف کردن.
مثالها
- 1I’ll put in a good word for you with the manager – she’s looking for someone reliable.
- 2My cousin put in a good word for me, and I got the interview the next day.
- 3Could you put in a good word for Leo? He’d love a job at your restaurant.
- 4Thanks for putting in a good word for me – the landlord says I can have the flat.
- 5Ben refused to put in a good word for his old colleague because she was often rude to customers.
دستور زبان
فعل put در گذشته هم همین شکل را دارد: put، put. شخص بعد از for میآید: for me، for Leo.
اصطلاحات دیگر از موضوع «ارتباطات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←get a word in edgewaysموفق به حرف زدن شدن وقتی دیگری یکسره حرف میزندfall on deaf earsاز سوی شنوندگان نادیده گرفته شدنkeep someone postedکسی را با تغییر اوضاع از آخرین خبرها آگاه کردنa slip of the tongueاشتباه کوچکی که در آن ناخواسته کلمهی دیگری گفته میشودlost for wordsچنان شگفتزده یا متأثر که نتوان حرفی زدclear the airبا گفتوگوی صریح به دلخوریها پایان دادن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
