fall on deaf ears
/ˌfɔːl ɒn ˌdef ˈɪəz/NEUTRAL · C2
به فارسیمعادل نزدیک
گوش شنوایی پیدا نکردن
تحتاللفظی: «روی گوشهای ناشنوا افتادن»
معنی
to be ignored by the people who are told it
از سوی شنوندگان نادیده گرفته شدن.
مثالها
- 1My advice to save some money fell on deaf ears; he spent it all in a week.
- 2So far, the teacher’s warnings about the exam have fallen on deaf ears.
- 3We asked the neighbours to turn the music down, but our request fell on deaf ears.
- 4Why do my suggestions always fall on deaf ears, when Tom says exactly the same and everyone agrees?
- 5The plan to close the library didn’t fall on deaf ears: hundreds of people signed a letter.
دستور زبان
فاعل جمله نصیحت، هشدار یا درخواست است، نه شخص. فقط fall تغییر میکند: falls، fell، fallen.
اصطلاحات دیگر از موضوع «ارتباطات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←keep someone postedکسی را با تغییر اوضاع از آخرین خبرها آگاه کردنa slip of the tongueاشتباه کوچکی که در آن ناخواسته کلمهی دیگری گفته میشودlost for wordsچنان شگفتزده یا متأثر که نتوان حرفی زدclear the airبا گفتوگوی صریح به دلخوریها پایان دادنspeak volumesبدون کلام چیزی را بسیار روشن نشان دادنthe gift of the gabتوانایی حرف زدن روان و متقاعدکننده
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
