keep someone posted
/ˌkiːp ˈsʌmwʌn ˈpəʊstɪd/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
کسی را بیخبر نگذاشتن
معنی
to tell someone the latest news as things change
کسی را با تغییر اوضاع از آخرین خبرها آگاه کردن.
مثالها
- 1Keep me posted about the flat – I’d love to know if you get it.
- 2The airline kept us posted with text messages while the flight was delayed.
- 3I’ll keep you posted, but the builders still haven’t said when they can start.
- 4Could you keep Ben posted? He wants to hear how the house sale goes.
- 5Sorry I haven’t kept you posted – things have been so busy with the move.
دستور زبان
فقط keep تغییر میکند: keeps، kept. شخص بین keep و posted میآید: keep me posted. کلمهی posted تغییر نمیکند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «ارتباطات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a slip of the tongueاشتباه کوچکی که در آن ناخواسته کلمهی دیگری گفته میشودlost for wordsچنان شگفتزده یا متأثر که نتوان حرفی زدclear the airبا گفتوگوی صریح به دلخوریها پایان دادنspeak volumesبدون کلام چیزی را بسیار روشن نشان دادنthe gift of the gabتوانایی حرف زدن روان و متقاعدکنندهbeat around the bushاز گفتن مستقیم حرفی طفره رفتن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
