come down with
/ˌkʌm ˈdaʊn wɪð/NEUTRAL · B2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
معنی
to start to have an illness, usually a minor one
به بیماریای، معمولاً خفیف، دچار شدن.
مثالها
- 1Half the class came down with flu in the week before the exams.
- 2I think I’m coming down with a cold — my throat is really sore.
- 3Sam came down with chickenpox the day before our holiday, so we had to cancel.
- 4Maria felt fine at breakfast, but by lunchtime she was clearly coming down with something.
- 5Three of the nurses have come down with the same bug, so the ward is short-staffed.
دستور زبان
فقط come تغییر شکل میدهد: came، come. نام بیماری مستقیماً بعد از آن میآید: a cold، flu، something.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «سلامتی»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←out of shapeبیآمادگی جسمانی بهخاطر ورزش نکردنsleep like a logخیلی عمیق خوابیدن، طوری که بهسختی بیدار شودback on your feetدوباره سالم و فعال پس از بیماری یا آسیبa clean bill of healthتأیید رسمی سالم بودن کسی یا بیخطر بودن چیزیtake a turn for the worseناگهان وخیمتر یا ناخوشایندتر شدن، اغلب در بیماریa couch potatoکسی که زیاد تلویزیون میبیند و کم ورزش میکند
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
