on the mend
/ɒn ðə ˈmend/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
رو به بهبود بودن
معنی
getting better after being ill or hurt
در حال بهبود پس از بیماری یا آسیب.
مثالها
- 1Tom broke his wrist skiing, but he’s on the mend now.
- 2The doctor says the infection has cleared and Mum is finally on the mend.
- 3Priya’s cough has almost gone, so she’s on the mend and back at school next week.
- 4Is your knee on the mend, or are you still using the crutches?
- 5After three weeks in bed with flu, Leo is on the mend and eating properly again.
دستور زبان
بعد از be، seem یا look میآید. حرف تعریف the حذف نمیشود؛ mend در اینجا اسم مفرد است.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «سلامتی»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←come down withبه بیماریای، معمولاً خفیف، دچار شدنout of shapeبیآمادگی جسمانی بهخاطر ورزش نکردنsleep like a logخیلی عمیق خوابیدن، طوری که بهسختی بیدار شودa clean bill of healthتأیید رسمی سالم بودن کسی یا بیخطر بودن چیزیa couch potatoکسی که زیاد تلویزیون میبیند و کم ورزش میکندburn the candle at both endsاز صبح زود تا دیروقت مشغول بودن و کم استراحت کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
