back on your feet
/ˌbæk ɒn jə ˈfiːt/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
سرپا شدن
معنی
healthy and active again after an illness or injury
دوباره سالم و فعال پس از بیماری یا آسیب.
مثالها
- 1Dad had a hip operation in May, and he’s already back on his feet.
- 2After the accident, Maria needed a month of physiotherapy before she was back on her feet.
- 3Leo spent a week in hospital, but he’s back on his feet and walking the dog again.
- 4The kids had a tummy bug last week, but they’re back on their feet and full of mischief.
- 5How long will it be before Gran is back on her feet after the fall?
دستور زبان
بعد از be یا get میآید. صفت ملکی your متناسب با فاعل تغییر میکند: my، her، their. کلمهی feet همیشه جمع است.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «سلامتی»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a clean bill of healthتأیید رسمی سالم بودن کسی یا بیخطر بودن چیزیtake a turn for the worseناگهان وخیمتر یا ناخوشایندتر شدن، اغلب در بیماریa couch potatoکسی که زیاد تلویزیون میبیند و کم ورزش میکندburn the candle at both endsاز صبح زود تا دیروقت مشغول بودن و کم استراحت کردنkick the habitترک کردن عادتی مضر و قدیمیgo under the knifeعمل جراحی شدن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
