the die is cast
/ðə ˌdaɪ ɪz ˈkɑːst/NEUTRAL · C2
به فارسیمعادل نزدیک
کار از کار گذشته است
تحتاللفظی: «تاس ریخته شده است»
معنی
a decision has been made and now cannot be undone
تصمیم گرفته شده و دیگر برگشتپذیر نیست.
مثالها
- 1Once we’d signed the papers and paid the deposit, the die was cast.
- 2I’ve handed in my notice, so the die is cast.
- 3The invitations have gone out and the venue is paid for, so the die is cast.
- 4When Maria posted the letter, she knew the die was cast and there was no going back.
- 5Tom has accepted the job in Canada; the die is cast, and he leaves in May.
دستور زبان
جملهای ثابت؛ فقط is تغییر میکند و در گذشته was میشود. die در اینجا شکل مفرد قدیمی dice است.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «تصمیمگیری»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←sit on the fenceاز انتخاب میان دو طرف یا دو گزینه طفره رفتنmake up your mindتصمیم گرفتن که چه باید کرد یا کدام را باید برگزیدsleep on itتصمیم را تا فردا به تعویق انداختنtake the plungeسرانجام تصمیم به انجام کاری مهم یا پرخطر گرفتنa no-brainerتصمیم یا انتخابی بسیار آسانin two mindsناتوان از تصمیم گرفتن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
