get the hang of
/ˌɡet ðə ˈhæŋ əv/INFORMAL · C2
به فارسیمعادل دقیق
دست کسی آمدن
معنی
to learn how to do something that is not simple at first
کمکم یاد گرفتن کاری که اولش ساده نیست.
مثالها
- 1Driving a manual car was tricky at first, but I soon got the hang of it.
- 2Don’t worry about the new booking system; you’ll get the hang of it within a week.
- 3Knitting looked impossible, but after a few evenings Maria had got the hang of it and finished a scarf.
- 4Is Tom getting the hang of his new job, or is he still asking for help every hour?
- 5The first salsa classes were a disaster, but once Priya got the hang of the steps, she loved them.
دستور زبان
فقط get صرف میشود: gets، getting، got. شکل حال کامل در انگلیسی بریتانیایی have got the hang of است. پس از of یک اسم، یک ضمیر یا شکل -ing میآید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «آموزش»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←it’s not rocket scienceفهمیدن یا انجام دادنش آسان استtrial and errorامتحان کردن روشهای مختلف و درس گرفتن از اشتباههاthe penny dropsکسی سرانجام پس از مدتی چیزی را میفهمدa crash courseدورهای کوتاه که در زمان کم مطالب زیادی یاد میدهدrack your brainsبرای به یاد آوردن یا حل کردن چیزی سخت فکر کردنgo over your headبرای فهمیدن کسی بیش از حد دشوار بودن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
