hit the books
/ˌhɪt ðə ˈbʊks/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
خرخوانی کردن
تحتاللفظی: «به کتابها زدن»
معنی
to start studying seriously, especially before exams
جدی شروع به درس خواندن کردن، بهویژه پیش از امتحان.
مثالها
- 1My exams start on Monday, so I’m going to hit the books all weekend.
- 2After failing his first driving theory test, Leo hit the books and passed easily the second time.
- 3Aisha turned down the party invitation because she had to hit the books before her finals.
- 4If you want a place at medical school, you’ll need to start hitting the books now.
- 5Ben spent the whole summer at the beach and never hit the books, so his results were terrible.
دستور زبان
فقط hit صرف میشود: hits، hitting. شکل گذشته هم hit است. books همیشه جمع میماند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «آموزش»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←get the hang ofکمکم یاد گرفتن کاری که اولش ساده نیستit’s not rocket scienceفهمیدن یا انجام دادنش آسان استtrial and errorامتحان کردن روشهای مختلف و درس گرفتن از اشتباههاthe penny dropsکسی سرانجام پس از مدتی چیزی را میفهمدa crash courseدورهای کوتاه که در زمان کم مطالب زیادی یاد میدهدrack your brainsبرای به یاد آوردن یا حل کردن چیزی سخت فکر کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
