smell a rat
/ˌsmel ə ˈræt/NEUTRAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
کاسهای زیر نیمکاسه بودن
تحتاللفظی: «بوی موش را حس کردن»
معنی
to suspect that something is dishonest or misleading
به نادرستی یا فریبی در کاری شک کردن.
مثالها
- 1I smelt a rat when the seller refused to show me the bicycle.
- 2That message asks for my password, so I smell a rat.
- 3The competition demanded a fee before awarding my prize; I smelt a rat and reported it.
- 4Wouldn’t you smell a rat if every review used the same words and appeared on the same day?
- 5The supposedly new laptop had someone else’s photos on it; Maya smelled a rat and questioned the seller.
دستور زبان
فقط smell صرف میشود: smelled یا در انگلیسی بریتانیایی smelt. a rat مفرد میماند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «حیوانات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a one-trick ponyکسی یا چیزی که فقط در یک کار مهارت داردlet the cat out of the bagرازی را فاش کردن، اغلب ناخواستهthe elephant in the roomمشکل آشکاری که همه از بحث دربارهاش طفره میروندan early birdکسی که زودتر از دیگران بیدار میشود یا کاری را انجام میدهدa dark horseکسی با استعداد یا علایق غیرمنتظره که کمتر از آنها حرف میزندa night owlکسی که دوست دارد تا دیروقت بیدار و فعال باشد
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
