chicken out
/ˌtʃɪkɪn ˈaʊt/SLANG · C2
به فارسیمعادل دقیق
جا زدن
معنی
to decide not to do something because you are scared
از ترس، از انجام کاری منصرف شدن.
مثالها
- 1Aisha had booked a skydiving lesson, but she chickened out the night before.
- 2Don’t chicken out now; you’ve practised your speech for weeks.
- 3Priya had planned to tell her boss she was leaving, but she chickened out and stayed another year.
- 4We all signed up for the charity swim in the sea, but Tom chickened out when he felt the water.
- 5If you chicken out now, you’ll never know whether you’d have got the job.
دستور زبان
فقط chicken صرف میشود: chickens، chickened، chickening. برای نام بردن از کاری که رها شده، of و پس از آن یک اسم یا شکل -ing میآید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «تصمیمگیری»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←bite the bulletخود را به انجام کار ناخوشایندی که از آن طفره میرفته واداشتنstick to your gunsبا وجود مخالفت دیگران، از تصمیم خود برنگشتنthe lesser of two evilsگزینهی کمضررتر از میان دو گزینهی بدspoilt for choiceداشتن آنقدر گزینهی خوب که انتخاب سخت شودhave a change of heartنظر یا احساس خود را دربارهی تصمیمی تغییر دادنerr on the side of cautionبرای پرهیز از هر خطری، گزینهی امنتر را انتخاب کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
