save for a rainy day
/ˌseɪv fər ə ˈreɪni ˌdeɪ/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
پول سفید برای روز سیاه است
تحتاللفظی: «برای روز بارانی پسانداز کردن»
معنی
to keep money for future problems
پول را برای گرفتاریهای آینده کنار گذاشتن.
مثالها
- 1I save for a rainy day by transferring money into a separate account.
- 2Her emergency fund grew slowly as she saved for a rainy day.
- 3We are saving for a rainy day in case the boiler needs replacing.
- 4Put some of that bonus away and save for a rainy day before buying anything else.
- 5He saved for a rainy day, so an unexpected repair did not force him into debt.
دستور زبان
فعل save تغییر شکل میدهد. عبارت for a rainy day همراه با حرف تعریف نامعین ثابت میماند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «پول»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
