sell like hot cakes
/ˌsel laɪk ˌhɒt ˈkeɪks/INFORMAL · C2
به فارسیمعادل نزدیک
بازار داغی داشتن
تحتاللفظی: «مثل کیک داغ فروش رفتن»
معنی
to be bought quickly by a lot of people
خیلی زود و بهدست افراد زیادی خریده شدن.
مثالها
- 1The tickets for the summer festival sold like hot cakes and were gone in an hour.
- 2Umbrellas always sell like hot cakes when it starts raining in town.
- 3Her first novel is selling like hot cakes, so the shop has ordered another hundred copies.
- 4Did your homemade lemonade sell like hot cakes at the school fair, or was there lots left?
- 5When the new phone came out, it sold like hot cakes and the shops ran out within days.
دستور زبان
فقط sell صرف میشود: sells، sold، selling. cakes جمع میماند. go like hot cakes هم به کار میرود.
اصطلاحات دیگر از موضوع «غذا»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←walk on eggshellsبسیار مراقب بودن که کسی ناراحت نشودmake your mouth waterبا دیدن، بوییدن یا فکر غذا اشتهای کسی را تحریک کردنput all your eggs in one basketهمهی امید را به یک برنامه یا یک فرصت بستنbite off more than you can chewکاری بیش از توان خود به عهده گرفتنhave your cake and eat itدو مزیتی را که معمولاً با هم جمع نمیشوند با هم داشتنhit the spotدرست همان چیزی بودن که کسی میخواست، بهویژه خوراکی یا نوشیدنی
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
