اصطلاحموضوع: پول

break the bank

/ˌbreɪk ðə ˈbæŋk/INFORMAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
کمر کسی را شکستن
تحت‌اللفظی: «بانک را شکستن»

معنی

to cost more than you can afford

بیش از توان مالی کسی خرج داشتن.

مثال‌ها

  1. 1A picnic will not break the bank, and everyone can bring something.
  2. 2Replacing every window at once nearly broke the bank.
  3. 3At just five pounds a month, this subscription will not break the bank.
  4. 4The wedding broke the bank; afterwards, we could barely afford our rent.
  5. 5Can we replace the sofa without breaking the bank? Our savings are almost gone.

دستور زبان

اغلب در جمله‌ی منفی یا با فعل وجهی به کار می‌رود. شکل گذشته‌ی ساده broke و اسم مفعول broken است.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «پول»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید