a whistle-stop tour
/ə ˈwɪsl̩ stɒp ˌtʊə/NEUTRAL · C1
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
معنی
a quick trip that visits many places in a short time
سفری کوتاه برای دیدن جاهای بسیار در زمانی کم.
مثالها
- 1Our guide took us on a whistle-stop tour of Rome, with ten minutes at each fountain.
- 2The new manager made a whistle-stop tour of all five shops in one afternoon.
- 3We only had one day in Paris, so the whole trip was a whistle-stop tour.
- 4Gran came home exhausted from a whistle-stop tour, having visited six cousins in two days.
- 5Is the school trip a whistle-stop tour, or will the class have time to explore each city?
دستور زبان
خط تیرهی whistle-stop حفظ میشود. مکانهایی که دیده میشوند بعد از of میآیند و عبارت اغلب بعد از go on، make یا take someone on میآید.
اصطلاحات دیگر از موضوع «سفر»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←make tracksرفتن، بهویژه برای برگشتن به خانهa busman’s holidayمرخصیای که صرف کاری شبیه شغل همیشگی میشودa change of sceneاقامت در جایی تازه برای بهتر شدن حالin the same boatگرفتار وضعی دشوار همراه با دیگرانback on trackدوباره در مسیر درست پس از یک مشکلlight at the end of the tunnelنشانهی پایان نزدیک یک دورهی سخت
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
