hit the sack
/ˌhɪt ðə ˈsæk/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
سر بر بالین گذاشتن
تحتاللفظی: «به گونی زدن»
معنی
to go to bed
به رختخواب رفتن.
مثالها
- 1I’ve got an early train tomorrow, so I’m going to hit the sack now.
- 2We played cards until two and didn’t hit the sack until after three.
- 3Tom was so tired after the move that he hit the sack before nine.
- 4You look exhausted; why don’t you hit the sack and finish the essay in the morning?
- 5Shall we hit the sack, or watch one more episode before bed?
دستور زبان
فقط hit تغییر میکند: hits، hitting؛ شکل گذشته هم hit است. عبارت hit the hay همین معنی را دارد.
اصطلاحات دیگر از موضوع «خانه»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←rule the roostتصمیمگیرندهی اصلی در یک گروه بودنa household nameکسی یا چیزی که تقریباً همه نامش را شنیدهاندbring the house downتماشاگران را به خنده یا تشویق پرشور واداشتنgo through the roofخیلی سریع به سطحی بسیار بالا رسیدنon your doorstepبسیار نزدیک به محل زندگیuntil the cows come homeبرای مدتی بسیار طولانی
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
