on the tip of your tongue
/ɒn ðə ˌtɪp əv jə ˈtʌŋ/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
نوک زبان بودن
معنی
almost remembered, but not quite
تقریباً به یاد آمده، اما نه کامل.
مثالها
- 1Wait, her surname’s on the tip of my tongue — it starts with a B.
- 2The answer was on the tip of his tongue when the quiz host ran out of time.
- 3I know that actor from somewhere, and his name is on the tip of my tongue.
- 4What’s that song called again? The title’s on the tip of my tongue.
- 5Aisha paused mid-sentence, frowning, because the word she wanted was on the tip of her tongue.
دستور زبان
معمولاً بعد از be میآید و کلمه یا نام، فاعل جمله است. صفت ملکی your با شخص تغییر میکند: my، his، her.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «بدن»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←keep your fingers crossedامید داشتن که کاری خوب پیش برودplay it by earبدون برنامه و همزمان با پیش آمدن اوضاع تصمیم گرفتنrule of thumbقاعدهای تقریبی و عملی بر پایهی تجربهput your foot in itناخواسته حرفی زدن که کسی را شرمنده یا ناراحت کندbreak a legبرای آرزوی موفقیت به هنرمند پیش از اجراstick your neck outبا گفتن یا کردن کاری جسورانه خطر کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
