اصطلاحموضوع: بدن

break a leg

/ˌbreɪk ə ˈleɡ/INFORMAL · B2
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
تحت‌اللفظی: «پایت را بشکن»

معنی

used to wish a performer good luck

برای آرزوی موفقیت به هنرمند پیش از اجرا.

مثال‌ها

  1. 1It’s your first night on stage, so break a leg!
  2. 2Before the school concert, our music teacher smiled and told us to break a leg.
  3. 3We’ve got seats in the front row, so break a leg and enjoy every minute of the show.
  4. 4Priya’s audition starts in five minutes, so text her and tell her to break a leg.
  5. 5Did anyone remember to wish the dancers luck and tell them to break a leg?

دستور زبان

آرزویی ثابت به شکل امری، اغلب بعد از so یا to؛ break تغییر شکل نمی‌دهد.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «بدن»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید