make your mouth water
/ˌmeɪk jə ˈmaʊθ ˌwɔːtə/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
دهان کسی را آب انداختن
معنی
to create a strong desire to eat through the sight, smell or thought of food
با دیدن، بوییدن یا فکر غذا اشتهای کسی را تحریک کردن.
مثالها
- 1The smell of fresh bread from the bakery always makes my mouth water.
- 2Stop showing me photos of your holiday food — you’re making my mouth water!
- 3The pictures of pizza on the menu made my mouth water, so I ordered two slices.
- 4Does the smell of the barbecue next door make your mouth water too?
- 5Gran’s apple pie was cooling on the table, and it made everyone’s mouth water.
دستور زبان
فقط make صرف میشود: makes، made. your به my، everyone’s و مانند آن تبدیل میشود؛ water به شکل ساده میماند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «غذا»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←put all your eggs in one basketهمهی امید را به یک برنامه یا یک فرصت بستنbite off more than you can chewکاری بیش از توان خود به عهده گرفتنhave your cake and eat itدو مزیتی را که معمولاً با هم جمع نمیشوند با هم داشتنcry over spilt milkبرای چیزی که دیگر تغییرپذیر نیست غصه خوردنlike two peas in a podبسیار شبیه هم، بهویژه در ظاهرbutter someone upبا کسی خیلی خوشرفتاری کردن تا کمکی بکند
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
