اصطلاحموضوع: سفر

get itchy feet

/ˌɡet ˌɪtʃi ˈfiːt/INFORMAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
هوای سفر به سر کسی زدن
تحت‌اللفظی: «پاهای کسی به خارش افتادن»

معنی

to start wanting to travel or do something new

هوس سفر یا کاری تازه پیدا کردن.

مثال‌ها

  1. 1After two years in the same town, I got itchy feet and applied for a job abroad.
  2. 2My dad gets itchy feet every spring and starts planning a long trip.
  3. 3Maria had only been back from Peru a month before she got itchy feet and started looking at flights.
  4. 4If you get itchy feet in your gap year, you could teach English in Asia.
  5. 5Does Ben ever get itchy feet, or is he happy to stay in one place forever?

دستور زبان

فقط get تغییر می‌کند: gets، getting، got. feet جمع می‌ماند. have itchy feet خود این حس را بیان می‌کند، نه آغاز آن را.

اصطلاحات دیگر از موضوع «سفر»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید