take something with a pinch of salt
/ˌteɪk ˌsʌmθɪŋ wɪð ə ˌpɪntʃ əv ˈsɔːlt/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
با دیدهی تردید نگریستن
تحتاللفظی: «چیزی را با کمی نمک خوردن»
معنی
to not fully believe what you are told
حرفی را که شنیده میشود کاملاً باور نکردن.
مثالها
- 1Take it with a pinch of salt when Ben talks about his famous friends.
- 2I always take it with a pinch of salt when my uncle talks about fishing.
- 3The advert promised perfect skin in a week, so we took it with a pinch of salt.
- 4Leo says he met a famous footballer, but I’d take that with a pinch of salt.
- 5Should we take this with a pinch of salt, or is the forecast usually right?
دستور زبان
فقط take تغییر میکند: takes، taking، took، taken. something مفعولی کوتاه مانند it یا that است. در انگلیسی آمریکایی a grain of salt گفته میشود.
اصطلاحات دیگر از موضوع «صداقت و رازها»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←tell it like it isوضعیت را صادقانه گفتن، حتی بخشهای ناخوشایندش راeconomical with the truthهمهی حقیقت را نگفتن یا صادق نبودنspill the beansرازی را که باید پنهان میماند فاش کردنcome cleanسرانجام به حقیقتی پنهانمانده اعتراف کردنkeep something under your hatچیزی را به هیچ کس نگفتنa skeleton in the cupboardواقعیتی شرمآور از گذشتهی کسی که آن را پنهان میکند
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
