jump the gun
/ˌdʒʌmp ðə ˈɡʌn/NEUTRAL · C1
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
تحتاللفظی: «پیش از شلیک تپانچه پریدن»
معنی
to act too soon, before the right moment
زودتر از موقع مناسب دست به کار شدن.
مثالها
- 1We jumped the gun by booking the hotel before our leave was approved.
- 2Let’s not jump the gun; wait until the test results are back.
- 3Tom jumped the gun and told everyone he’d got the job before the contract arrived.
- 4Isn’t it jumping the gun to buy baby clothes before the first scan?
- 5The shop jumped the gun with its Christmas decorations; they were up in early September.
دستور زبان
فقط jump تغییر میکند: jumped، jumping. the gun مفرد و با the میماند.
اصطلاحات دیگر از موضوع «ورزش»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←below the beltناجوانمردانه و بیرحمانه، بهویژه دربارهی یک حرفdrop the ballبا کوتاهی در انجام کاری خرابکاری کردنpar for the courseعادی و قابل انتظار، معمولاً چیزی بدneck and neckدر رقابت کاملاً برابرa game changerچیزی که شیوهی انجام کارها را دگرگون میکندout of your leagueاز نظر توان یا مهارت همسطح دیگران نبودن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
