a one-trick pony
/ə ˌwʌn trɪk ˈpəʊni/INFORMAL · C1
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد
معنی
someone or something skilled at only one kind of task
کسی یا چیزی که فقط در یک کار مهارت دارد.
مثالها
- 1The app is a one-trick pony: it crops photos but cannot make any other changes.
- 2Don’t call Malik a one-trick pony; he sings, dances and writes his own music.
- 3As a comedian, Joel is a one-trick pony; every routine relies on exactly the same impression.
- 4This kitchen gadget is a one-trick pony; it peels apples and cannot handle any other task.
- 5Unlike her versatile colleagues, the designer is a one-trick pony, producing the same logo style for every brief.
دستور زبان
اسم قابلشمارش؛ جمع آن one-trick ponies است. خط تیره در one-trick حفظ میشود؛ اغلب بعد از be برای افراد یا چیزها به کار میرود.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «حیوانات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←let the cat out of the bagرازی را فاش کردن، اغلب ناخواستهthe elephant in the roomمشکل آشکاری که همه از بحث دربارهاش طفره میروندan early birdکسی که زودتر از دیگران بیدار میشود یا کاری را انجام میدهدa night owlکسی که دوست دارد تا دیروقت بیدار و فعال باشدlet sleeping dogs lieدوباره پیش نکشیدن مشکلی قدیمیa guinea pigکسی که محصول یا روشی تازه را روی او آزمایش میکنند
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
