let the cat out of the bag
/ˌlet ðə ˌkæt aʊt əv ðə ˈbæɡ/NEUTRAL · C1
به فارسیمعادل نزدیک
دهنلقی کردن
تحتاللفظی: «گربه را از کیسه بیرون انداختن»
معنی
to reveal a secret, often without meaning to
رازی را فاش کردن، اغلب ناخواسته.
مثالها
- 1I nearly let the cat out of the bag when I mentioned the surprise tickets.
- 2Who let the cat out of the bag about our new puppy?
- 3Dan let the cat out of the bag by asking Mum what time her surprise party started.
- 4We hadn’t announced our move, but a photo of the packed boxes let the cat out of the bag.
- 5Whenever she names the mystery guest before the show, she lets the cat out of the bag.
دستور زبان
فقط let تغییر میکند: let، lets، letting؛ شکل گذشتهی آن هم let است. هر دو حرف تعریف the حفظ میشوند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «حیوانات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←the elephant in the roomمشکل آشکاری که همه از بحث دربارهاش طفره میروندan early birdکسی که زودتر از دیگران بیدار میشود یا کاری را انجام میدهدa dark horseکسی با استعداد یا علایق غیرمنتظره که کمتر از آنها حرف میزندa night owlکسی که دوست دارد تا دیروقت بیدار و فعال باشدa guinea pigکسی که محصول یا روشی تازه را روی او آزمایش میکنندmonkey businessرفتار نادرست یا غیرقابلقبول
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
