over the moon

/ˌəʊvə ðə ˈmuːn/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
از خوشحالی بال درآوردن
تحت‌اللفظی: «بالای ماه»

معنی

extremely pleased about something

از چیزی بسیار خوشحال.

مثال‌ها

  1. 1Maria was over the moon when the university offered her a place.
  2. 2We are over the moon about the new flat, even though it needs painting.
  3. 3Tom’s grandparents sounded over the moon about their new great-granddaughter.
  4. 4The whole team was over the moon after Saturday’s win.
  5. 5Are you over the moon about winning first prize at the show?

دستور زبان

بعد از be یا فعل ربطی‌ای مانند seem به کار می‌رود. علت خوشحالی بعد از about یا with می‌آید.

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید