cry your eyes out
/ˌkraɪ jər ˈaɪz aʊt/INFORMAL · C2
به فارسیمعادل نزدیک
زارزار گریه کردن
تحتاللفظی: «چشمهای خود را بیرون گریستن»
معنی
to weep a great deal
بسیار گریه کردن.
مثالها
- 1She cried her eyes out at the end of the film.
- 2The children cried their eyes out when the puppy went back to its owner.
- 3I cried my eyes out over that rejection letter, then applied somewhere better.
- 4He is crying his eyes out upstairs because his best friend is moving abroad.
- 5Don’t cry your eyes out over a broken mug — we have plenty more.
دستور زبان
فقط فعل صرف میشود (cries، cried، crying). صفت ملکی با فاعل جور میشود، eyes جمع میماند و out در آخر میآید.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←keep your coolدر موقعیتی دشوار آرام ماندنdrive someone up the wallکسی را بسیار کلافه یا عصبانی کردنhead over heelsسخت عاشق کسیget something off your chestسرانجام گفتن چیزی که مدتی آزارش میدادهkeep your chin upدر موقعیتی سخت روحیه را حفظ کردنat the end of your tetherدر حالی که دیگر صبر یا توانی نمانده
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
