down in the dumps
/ˌdaʊn ɪn ðə ˈdʌmps/INFORMAL · C2
به فارسیمعادل دقیق
دل و دماغ نداشتن
معنی
sad and lacking energy for a while
مدتی غمگین و بیحال.
مثالها
- 1Ben has been down in the dumps since his football club lost the final.
- 2A long grey winter leaves a lot of people down in the dumps.
- 3She seemed down in the dumps at breakfast, so I made her a cup of tea.
- 4Don’t sit at home down in the dumps all weekend — come to the cinema with us.
- 5Why is everyone so down in the dumps on a Monday morning?
دستور زبان
بعد از be، feel یا seem به کار میرود. خود عبارت هیچوقت تغییر نمیکند: dumps جمع میماند.
اصطلاحات هممعنی
اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←get cold feetاز نگرانی زیاد، از کاری که برنامهاش را داشته منصرف شدنhit the roofناگهان بهشدت عصبانی شدنhave butterflies in your stomachپیش از کاری مهم بسیار مضطرب بودنon cloud nineبسیار شاد و هیجانزدهkeep your coolدر موقعیتی دشوار آرام ماندنdrive someone up the wallکسی را بسیار کلافه یا عصبانی کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
