drive someone up the wall

/ˌdraɪv ˌsʌmwʌn ʌp ðə ˈwɔːl/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
کفر کسی را درآوردن
تحت‌اللفظی: «کسی را از دیوار بالا بردن»

معنی

to make someone very annoyed or angry

کسی را بسیار کلافه یا عصبانی کردن.

مثال‌ها

  1. 1That dripping tap is driving me up the wall.
  2. 2My neighbour’s late-night drilling drove us up the wall for a fortnight.
  3. 3Constant notifications drive Priya up the wall while she is studying.
  4. 4Does queuing for the bus drive you up the wall too?
  5. 5The squeaky door drove him up the wall until he finally oiled it.

دستور زبان

کسی که کلافه می‌شود میان drive و up می‌آید و فقط فعل صرف می‌شود (drives، drove، driving).

اصطلاحات هم‌معنی

اصطلاحات دیگر از موضوع «احساسات»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید