everything but the kitchen sink
/ˌevriθɪŋ bət ðə ˈkɪtʃɪn ˈsɪŋk/INFORMAL · B2
به فارسیمعادل دقیق
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد
تحتاللفظی: «همهچیز جز سینک ظرفشویی»
معنی
almost everything you can think of
تقریباً هر چیزی که به فکر برسد.
مثالها
- 1For a two-night camping trip, Dad packed everything but the kitchen sink.
- 2The café menu has everything but the kitchen sink, from sushi to Sunday roasts.
- 3Aisha’s suitcase weighed a ton because she’d packed everything but the kitchen sink.
- 4The children brought everything but the kitchen sink to the beach: toys, chairs, a tent and a barbecue.
- 5Do you really need everything but the kitchen sink for one weekend away?
دستور زبان
گروه اسمی ثابت: هیچ بخشی تغییر نمیکند. اغلب مفعول pack، bring یا take است.
اصطلاحات دیگر از موضوع «خانه»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←a house of cardsطرح یا سازمانی که بهراحتی فرو میریزدpaper over the cracksپنهان کردن مشکلات بهجای حل آنهاa glass ceilingمانعی نانوشته که نمیگذارد کسانی به مقامهای بالا برسندmake yourself at homeدر خانهی کسی دیگر راحت بودن و احساس آرامش کردنon the houseرایگان و به حساب کافه، بار یا رستورانput down rootsدر جایی تازه ساکن شدن و احساس تعلق کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
