hit home

/ˌhɪt ˈhəʊm/NEUTRAL · C1
به فارسی
معادل مستقیمی ندارد

معنی

to make you fully realise how serious something is

جدی بودن چیزی را کاملاً فهماندن.

مثال‌ها

  1. 1The cost of the wedding only hit home when we saw the final bill.
  2. 2It didn’t hit home that I was leaving until I packed my last box.
  3. 3The coach’s warning finally hit home when Ben lost his place in the team.
  4. 4Seeing the empty classroom made it hit home that the school year was over.
  5. 5Has it hit home yet that you’ll be living on your own next month?

دستور زبان

فقط hit تغییر می‌کند: hits، hitting؛ شکل گذشته هم hit است. چیزی که فهمیده می‌شود فاعل است، اغلب it همراه با جمله‌واره‌ای با that.

اصطلاحات دیگر از موضوع «خانه»

هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←
English Idioms

400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمی‌گذارند فراموش شوند

اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادل‌های فارسی و تکرار فاصله‌دار دارید که خبرتان می‌کند کی وقت مرور است.

دریافت از Google Play
نصب روی گوشیبرای دانلود اپلیکیشن، با دوربین گوشی اسکن کنید