a house of cards
/ə ˌhaʊs əv ˈkɑːdz/NEUTRAL · B2
به فارسیمعادل نزدیک
پوشالی
تحتاللفظی: «خانهای از ورق»
معنی
a plan or organisation that could easily collapse
طرح یا سازمانی که بهراحتی فرو میریزد.
مثالها
- 1Their business plan was a house of cards, built on one customer who could leave at any time.
- 2When the main sponsor pulled out, the whole festival collapsed like a house of cards.
- 3The timetable is a house of cards: if one teacher is ill, every class moves.
- 4Tom’s excuses fell apart like a house of cards once his sister told the truth.
- 5Is the new budget solid, or is it a house of cards that one bad month could ruin?
دستور زبان
قابلشمارش. اغلب بعد از be یا like میآید؛ فعلهایی مثل collapse یا fall فروپاشی آن را توصیف میکنند.
اصطلاحات دیگر از موضوع «خانه»
هر 20 اصطلاح و آزمون موضوع ←paper over the cracksپنهان کردن مشکلات بهجای حل آنهاa glass ceilingمانعی نانوشته که نمیگذارد کسانی به مقامهای بالا برسندmake yourself at homeدر خانهی کسی دیگر راحت بودن و احساس آرامش کردنon the houseرایگان و به حساب کافه، بار یا رستورانput down rootsدر جایی تازه ساکن شدن و احساس تعلق کردنfly the nestخانهی پدر و مادر را ترک کردن و مستقل زندگی کردن
400 اصطلاح در 20 موضوع — با مرورهایی که نمیگذارند فراموش شوند
اینجا فقط چند سؤال هست. در اپلیکیشن 16 حالت تمرین، معادلهای فارسی و تکرار فاصلهدار دارید که خبرتان میکند کی وقت مرور است.
